اتفاق
چشم این وبلاگ می مونه چون شما خواستید . شماییکه عزیزان دل من هستید
********
شاید اتفاق عجیبی نباشد
اما ما
دیگر خندیدن بلد نیستیم
و سفرهامان
به اندازه ی زنبیل های کوچک پروانه هاست
فقط از این شاخه
به آن شاخه می پریم
و دیگر فرقی نمی کند
اگر آسمان به زمین بیاید
یا زمین به آسمان ..
و ستاره ها هم
میان آب و آتش بمانند
همانطور که ما ..
باور کنید اتفاق عجیبی نیست
بگذارید
یک روز هم
دریا به روی آسمان گریه کند
***************************************************************************
تلفن زنگ می زند . گوشی را بر میدارم
- الو
- - سلام رضوان جان
- سلام واهه جان . خوبی ؟
- خوبم . چند روزی تب داشتم ، اما الان خوبم . کی میای پیش من
همیشه منتظر اشاره ی واهه هستم . تا خودمو به خونه اش برسونم ... خونه ی واهه یعنی خونه ی تمام مهربانی ها .
آنت عزیز می گوید : چایی یا قهوه
- من تَرکم آنت جان ، چایی ( آنت خواهر تمام شاعران دنیاست )
واهه می گوید : چند شعر از مجموعه ی تازه ام که می خواهم چاپش کنم برات بخونم ؟
- حتما واهه جان حتما
او خوب میداند که شعراشو چقدر دوست دارم ... دنیای شعرهای واهه برام از دوست داشتنی ترین دنیاهاست .
او شعر می خواند و هر دو گریه می کنیم . به او می گویم هیچ شاعری نخواهد توانست از کنار این کتاب ، بی تفاوت بگذرد.
اما او مثل همیشه فروتن است .
لادن مهربان شعر هم میرسد . واهه چند شعر هم برای خانم جمالی می خواند . او هم نظر من را دارد .
دیر وقت است باید برخیزیم . کریسمس را یک هفته قبل به واهه و آنت مهربان تبریک می گوییم ...
شب خیلی شب است و خیابان خیلی ساکت . سوار ماشینم میشم .اما خیلی سنگینم . احساس می کنم سبک نشده ام ...
گریه امانم نمی دهد
کریسمس مبارک واهه جان
***********************
جلسه ی نقد و برسی
دو استکان عرق چهل گیاه
کتاب شعر
علیرضا راهب
با حضورو سخنرانی : رسول یونان / و شعر خوانی علیرضا راهب و شاعران حاضر در جلسه
زمان : یکشنبه 3 بهمن ماه ساعت 30/5 تا 30/ 7
رضوان ابوترابي (حسرت)